ابراهيم عاملي ( موثق )

425

تفسير عاملي ( فارسي )

( تا آخر كه در شأن نزول نوشتيم ) . « لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ » 34 فخر : در آيت جلو پيغمبر دلدارى شده است كه انكار تو بجاى انكار خداوند است ، در اين آيه از راه ديگر بآنحضرت توجّه شده است كه ملل ديگر با پيغمبر خود بد رفتار مىكردند ولى آنها صبر مىكردند تا چيره و مسلَّط مىشدند ، پس تو كه بالاتر از همه ى آنها هستى و مأمور تربيت تمام بشر ، لا يقترى بصبر و شكيبائى تا ظفر و پيشرفت تو بيشتر باشد . « وَلا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللَّه » 34 طبرى : كلمات اللَّه يعنى آن چيزها كه خدا بر پيغمبر نازل كرد مانند وعده يارى و چيرگى بر دشمن و شكست مخالفين . مجمع : كلبى و عكرمه گفتند : كلمات اللَّه يعنى آن آيات كه براى وعده ى يارى نازل شده است مثل اين دو آيه « كَتَبَ اللَّه لأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي » و « إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ » . « فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِينَ » 35 مجمع : از جبّائى نقل كرده‌اند : يعنى در آنجا كه بايد شكيبا باشى بىتابى مكن كه مانند جاهلان باشى و پيرو روش ايشان بشوى ، و بعضى گفته‌اند : يعنى چون حال آنها را دانستى و متوجّه شدى كه مسلمان نمىشوند مانند شخص جاهل و بىاطلاع از حقيقت قضيّه مباش كه بى - تابى و جزع كنى كه چرا مسلمان نمىشوند . تفسير عبده : يعنى چون سنّت خداوندى را در خلقت بشر دانستى كه تبديل و تغيير در كلمات او و تقدير و سرنوشت او نيست ، پس مباش مانند آنها كه جاهل هستند و انتظار دارند آنچه را خود مفيد مىدانند انجام شود ، و نمىفهمند كه ممتنع و محال قابل پيدايش نيست و آنچه بر خلاف تقدير است ناشدنى ، و اين جهل كه پيغمبر از آن ممنوع شده است عيب آن حضرت نيست ، زيرا اين گونه حقايق بايد بوسيله وحى و همين آيات به آن حضرت تعليم شود تا عالم بشود . سخن ما : 1 - مجموع اين آيه و بخصوص آيت آخر مىفهماند كه پيغمبر از انحراف مردم ناراحت است ، چون مأمور تربيت است و مىخواهد همه به راه